باور یا مشاهده

پیشتر در نوشته‌های «مشاهده گرایی/باورگرایی» و «باور کن تا ببینی»، میان اهمیت و اصالت باور و مشاهده مردد بودم. شاید راه برون رفت به این شکل باشد که تکیه بر باور به عنوان واقعیتی طبیعی شناخته شود که انسان‌ها تمایل به آن دارند و تکیه بر مشاهده، آرمانی باشد که برای دست‌یابی به واقعیت باید به سوی آن رفت.

 بنابراین از این منظر:

باورگرایی یک واقعیت است، و مشاهده‌گرایی راهی برای دست‌یابی به واقعیت.

/ 2 نظر / 8 بازدید
رفیعی

ولی من طور دیگری این معضل را برای خودمحل کرده ام: پوپر میگوید ما مشاهده بدون تئوری نداریم. همه مشاهدات ما مسبوق به نظریه و لذا مصبوغ به آن اند (این هم از هنر ترجمه بسیار شیوای دکتر سروش است) یعنی به رنگ آن و متاثر از ان اند. پوپر با این حرفش میخواهد زیرآب استقراگراها (=مشاهده گراها به تعبیر شما= اثباتگراها/پوزیتیویستها) را بزند و به نظر من - و همه علم - درست هم عمل میکند. البته این فقط نظر من نیست بلکه همه علم نظر او را پذیرفته اند و مدل فرضیه ای - قیاسی (هایپوتتیکودیداکتیو) بر همین اساس قبول شده است. اما سوال من این است: خود این فرضیه ها/ نظریه ها ازکجا در ذهن ما شکل میگیرند تا بعد ما آنها را طبق مدل مذکور ابطال کنیم؟ پوپر در این باره ساکت است یا راستش را بخواهید گاهی جوابهای مزخرفی داده. من معتقدم آن فرضیه ها هم از مشاهده در ذهن ما شکل میگیرند. یعنی با استقرا. منتها این نظریه ها هنوز آزموده نشده اند و بعد باید طبق مدل مزبور آزمون شوند. پس یک دیالکتیک هم اینجا در کار است: مشاهده - فرضیه - مشاهده. و این مشاهده دوم در مداری بالاتر از مشاهده قبل قرار دارد. و باز به نظریه ای بالاتر از نظریه قبل می انجامد چرا ک

عصاره

از مطالب و بحث باور /مشاهده بسیار لذت بردم. در حوزه آمار رویکردی به نام آمار بیز وجود داشته که اخیرا بیشتر مورد توجه قرار گرفته. آمار بیز تلاش میکنه که باور و اعتقاد افراد هر چند نادقیق رو بعد از مشاهده مدلسازی کنه و سپس با کسب مشاهده اقدام به به روز رسانی اعتقاد اولیه انجام بده. این اعتقاد به هنگام شده به عنوان باور اولیه برای مشاهدات بعدی مورد استفاده قرار میگیره. در رویکرد توسعه بافته این حوزه ساختاری از اعتقادات حتی خارج از سیستم قابل مشاهده تعریف میشه و وضعیت اونها بعد از انجام مشاهده تفسیر میشه. نکته جالب اینجاست که هر چقدر باور اولیه نادقیق تر تعریف بشه به زبان آماری واریانس بزرگتر باشه در استنتاج نهایی بعد از کسب مشاهده اثر کمتری هواهد داشت.