بررسی علمی مرد بودن دشوار است!

فرق دانش و خرافات در چیست؟ درستی یک گزاره را چه طور بررسی می‌کنیم؟‌ برای مثال گزاره «علیرضا مرد است» را در نظر بگیرید. برای بررسی درستی آن اول باید تعیین کنیم آیا مرد به معنای زیست‌شناختی مد نظر است یا به شکل مصطلح آن، به معنای جوانمردی. در صورت اول، سوال مورد نظر در حوزه علوم طبیعی قرار گرفته و از طریق آزمایش و مشاهده قابل بررسی است (معاینه توسط پزشک، یا بررسی کروموزوم‌ها). در صورت دوم، سوال در حوزه علوم انسانی قرار گرفته و لازم می‌شود بررسی کنیم چه کسی مفهوم جوانمردی را تعریف می‌کند و چگونه می‌توان بود و نبود آن را مثلا از طریق پرس و جو و یا مشاهده و تفسیر بررسی نمود. این امر نیازمند تفسیر معانی و رفتارهاست.

 اما در مورد زیست‌شناختی هم بی‌نیاز از تفسیر معناها نیستیم. برای مثال اگر ملاک مرد بودن را داشتن خصوصیات ثانویه جنسی از قبیل ریش و سبیل درنظر بگیریم، در این صورت با درجات متفاوتی از مرد بودن در مردها رو به رو می‌شویم که به نظر معقول نمی‌آید. حتا در صورت در نظر گرفتن خصوصیات اولیه جنسی (دارا بودن اندام‌های جنسی) باز هم از تفسیر و تعبیر مبرا نخواهیم بود، از قبیل شرایطی که در اثر بیماری یا حادثه اندام‌های مذکور فردی تا حدی یا به طور کامل از دست رود. شاید به نظر برسد نگرش پراگماتیسم کمک کند، و مثلا بتوان توانایی تولید فرزند را به عنوان تعریف مرد بودن زیست‌شناختی در نظر گرفت. اما با این تعریف، مرد بودن فرد ممکن است به میزان دسترسی او به امکانات درمانی وابسته شود! یا اگر تعریف مرد بودن را به داشتن تمایلات جنسی مردانه مربوط کنیم، در این صورت هم مرد بودن به ترکیبی از عوامل درونی و بیرونی مربوط می‌شود و ممکن است فردی در یک موقعیت خاص مرد باشد و در موقعیتی دیگر نباشد!

بنابراین برچسب زنی و هویت بخشی از قبیل «مرد بودن» و یا ابتلا به «اختلال کم‌توجهی و بیش فعالی» پدیده‌هایی هستند که علاوه بر مسائل طبیعی، به ساختارهای اجتماعی، روابط قدرت و زبان مرتبط می‌شوند و بررسی صحت داشتن یا نداشتن آنها برای یک مورد خاص، بر پایه توافق‌های قابل نقد است و نمی‌توان آنها را تنها در حوزه علوم طبیعی دانست. یافته‌های علوم طبیعی در چارچوب تعاریف و مفاهیم انسانی قرار دارند. کشف سلول‌های بدخیم در یک نمونه آزمایشگاهی، هر چند که اتفاقی است که در حوزه علوم طبیعی رخ می‌دهد، اما معنای آن برای انسان‌ها متفاوت است: برای یک محقق ممکن است یک مورد جالب و هیجان‌انگیز باشد ولی برای فرد بیمار از یک فاجعه خبر دهد. اختلال کم توجهی و بیش‌فعالی برای یک روانپزشک جزئی از مسائل کاری روزمره است، ولی برای افراد مبتلا، نگرشی خاص به ماهیت مادام العمرشان.

این مطالب به معنای برتری علوم انسانی بر علوم طبیعی نیست، چرا که به هر حال برای فردی که نیاز به افزایش تمرکز حواس یا شیمی درمانی دارد، یافته‌های علوم طبیعی می‌توانند نجات‌بخش باشند.

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۳:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٩