اگر نژاد پرستی نکنم، چکار کنم؟!

نژادپرستی نوعی ذاتی‌انگاری است. یعنی با یک نگاه به فرد در موردش قضاوت کنیم. مثلن کسی را در خیابان ببینیم، در ذهن خود او را تحقیر کنیم و بعد این حس را با یک نگاه، یک کلام زشت یا رفتاری خشن بروز دهیم.

آیا نژاد پرست نبودن به معنای نادیده گرفتن کلی افکار ذهنی است؟ مثلن اگر در خیابانی خلوت از کسی ترسیدیم باید به این هشدار درون به جرم قضاوت نابه جا بی‌تفاوت باشیم؟

نه،  نادیده گرفتن این هشدار درونی ممکن است آخر و عاقبت خوشی نداشته باشد!

راه درست، نفی ذاتی انگاری و قضاوت نکردن در مورد افراد است. به جای آن، تفکر باید بر احتمال وقوع رفتارها متمرکز شود. بنابراین در مثال پیشین شخص میتواند با توجه به احتمال قربانی شدن خودش به سمت دیگر خیابان برود، بی آن که ستمی به  آن شخص بیگانه کرده باشد.

افکار و تجربه ها باید کمک کنند تا فرد در مورد احتمال وقوع مسائل قضاوت کند تا با توجه به تجربه ها، احتمال وقوع مسائل مطلوب افزایش یابد.

نژادپرستی یک مثال است، ولی روش بررسی احتمالات به جای نگرش ذاتی‌انگارانه یک اصل کلی است.

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ٤:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۳